در مرز خویش ماندن و از مرز رد شدن

با مُهر و مِهر فاطمه اصل سند شدن

 

این آروزی سرخ گذرنامه ی من است

در زیر پای مُهر سفارت لگد شدن

 

راه ورود را مگر آموختن از عشق

راه خروج را ز کبوتر بلد شدن

 

پیمودن مسیر به فریاد یا علی

یعنی که با حسین، علی را مدد شدن

 

موکب شدن،مسیر شدن،مبتلا شدن

زائر شدن،گزارش یک مستند شدن

 

تیر هزار و چارصد و شصت و عشق را

بعد سه روز دیدن و از بیست صد شدن

 

بد چونکه بخش دوم “گنبد” شده نگو

مارا تمایلی ست جدیدا به بد شدن

 

تغییر می دهی همه را بعد کربلا

یعنی حسین a با تو فقط میشود «شدن»

 

"مهدی رحیمی(زمستان)"

 

عظَّم اللهُ اُجورَنَا و اُجورَکُم بِمُصابِنَا بِالحسـین