📓 مجمــموعه فرهنگــی الصادقـــین 📕

📓 اطــلـاع رسانـــی و دریـافــت کتب مجمــموعه 📕

أتفــاخرنـی یا حســــین؟

قال علی علیه السلام لولده: أتفاخرنی یا حسین؟ قال: نعم یا أبتاه إن شئت

 

5/310 - فی کتاب الفضائل للشیخ الفقیه أبوالفضل شاذان بن جبرئیل القمی رحمه الله قیل: إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم کان جالساً ذات یوم وعنده الإمام علیّ بن أبی طالب علیه السلام إذ دخل الحسین بن علی علیهما السلام فأخذه النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم وأجلسه فی حجره وقبّل بین عینیه وقبّل شفتیه، وکان للحسین علیه السلام ستّ سنین.

فقال علیّ علیه السلام: یا رسول اللَّه أتحبّ ولدی الحسین علیه السلام؟ قال النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم: وکیف لا اُحبّه وهو عضو من أعضائی، فقال علیّ علیه السلام: أیّما أحبّ إلیک أنا أم حسین؟ فقال الحسین علیه السلام: یا أبه من کان أعلی شرفاً کان أحبّ إلی النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم وأقرب إلیه منزله.

فقال علی علیه السلام لولده: أتفاخرنی یا حسین؟ قال: نعم یا أبتاه إن شئت.

فقال له الإمام علیّ علیه السلام: یا حسینأنا أمیرالمؤمنین، أنا لسان الصادقین، أنا وزیر المصطفی، أنا خازن علم اللَّه ومختاره من خلقه، أنا قائد السابقین إلی الجنّه، أنا قاضی الدین عن رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم، أنا الّذی عمّه سیّد [ الشهداء (3) « 3- لیس فی المصدر.» ] فی الجنّه، أنا الّذی أخوه جعفر الطیّار فی الجنّه عند الملائکه، أنا قاضی الرسول، أنا آخذ له بالیمین، أنا حامل سوره التنزیل إلی أهل مکّه بأمر اللَّه تعالی، أنا الّذی اختارنی اللَّه تعالی من خلقه.

أنا حبل اللَّه المتین الّذی أمر اللَّه تعالی خلقه أن یعصموا به فی قوله تعالی: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْل اللَّهِ جَمیعاً » (1) أنا نجم اللَّه الزاهر، أنا الّذی تزوره ملائکه السماوات، أنا لسان اللَّه الناطق، أنا حجّه اللَّه تعالی علی خلقه، أنا ید اللَّه القویّ، أنا وجه اللَّه تعالی فی السماوات، أنا جنب اللَّه الظاهر.

أنا الّذی قال سبحانه فیّ وفی حقّی: «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون × لایَسْبِقُونَه بِالْقَوْل وَهُمْ بأمْرِه یَعْمَلُون » (2) أنا عروه اللَّه الوثقی الّتی لا انفصام لها واللَّه سمیع علیم، أنا باب اللَّه الّذی یؤتی منه، أنا علم اللَّه علی الصراط، أنا بیت اللَّه ] الّذی (3) ] من دخله کان آمناً، فمن تمسّک بولایتی ومحبّتی آمن من النار، أنا قاتل الناکثین والقاسطین والمارقین، أنا قاتل الکافرین، أنا أبوالیتامی، أنا کهف الأرامل.

أنا عمّ یتساءلون عن ولایتی یوم القیامه، وقوله تعالی: «لتُسْئَلُنَّ یَوْمَئذ عَن النَعیم » (4) أنا نعمه اللَّه تعالی الّتی أنعم اللَّه بها علی خلقه، أنا الّذی قال اللَّه تعالی فیّ وفی حقّی: «الیَوْم أکْمَلْتُ لَکُم دینَکُم وَأتْمَمْت عَلَیْکُم نِعْمَتی وَرضیتُ لَکُم الإسْلام دیناً » (5) فمن أحبّنی کان مسلماً مؤمناً کامل الدین.

أنا الّذی بی اهتدیتم، أنا الّذی قال اللَّه تبارک وتعالی فیّ وفی عدوّی: «وَقِفُوهُم إنَّهُمْ مَسْئُولُون» (6) أی عن ولایتی یوم القیامه، أنا النبأ العظیم، ] أنا[ الّذی أکمل اللَّه تعالی به الدین یوم غدیر خم وخیبر، أنا الّذی قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم فیّ: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» أنا صلاه المؤمن، أنا حیّ علی الصلاه، أنا حیّ علی الفلاح، أنا حیّ علی خیر العمل.

أنا الّذی نزل علی أعدائی: «سَألَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع × لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَه دافِع» (1) بمعنی من أنکر ولایتی وهو النعمان بن الحارث الیهودی لعنه اللَّه تعالی، أنا داعی الأنام إلی الحوض، فهل داعی المؤمنین إلی الحوض غیری؟ أنا أبوالأئمّه الطاهرین من ولدی، أنا میزان القسط لیوم القیامه، أنا یعسوب الدین، أنا قائد المؤمنین إلی الخیرات والغفران إلی ربّی.

أنا الّذی أصحابی (2) یوم القیامه من أولیائی المبرّؤون من أعدائی، وعند الموت لایخافون ولایحزنون، وفی قبورهم لایعذّبون، وهم الشهداء والصدّیقون، وعند ربّهم یفرحون، أنا الّذی شیعتی متوثّقون أن لایوادّوا من حادّ اللَّه ورسوله ولو کانوا آباءهم أو أبناءهم، أنا الّذی شیعتی یدخلون الجنّه بغیر حساب، أنا الّذی عندی دیوان الشیعه بأسمائهم.

أنا عون المؤمنین وشفیع لهم عند ربّ العالمین، أنا الضارب بالسیفین، أنا الطاعن بالرمحین، أنا قاتل الکافرین یوم بدر وحنین، أنا مردی (3) الکماه (4) یوم اُحد، أنا ضارب ابن عبدود لعنه اللَّه تعالی یوم الأحزاب، أنا قاتل عمرو ومرحب، أنا قاتل فرسان خیبر.

أنا الّذی قال فیّ الأمین جبرائیل: »لاسیف إلّا ذوالفقار ولا فتی إلّا علیّ« أنا صاحب فتح مکّه، أنا کاسر اللاّت والعزّی، أنا الهادم هبل الأعلی ومنوه الثالثه الاُخری، أنا الّذی علوت علی کتف النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم وکسرت الأصنام، أنا الّذی کسرت یغوث ویعوق ونسراً، أنا الّذی قاتلت الکافرین فی سبیل اللَّه، أنا الّذی تصدّق بالخاتم، أنا الّذی نمت علی فراش النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم ووقیته بنفسی من المشرکین، أنا

1- المعارج: 2 و 1.

2- فی المصدر: أصحاب.

3- أردی فلاناً: أهلکه، وأسقطه.

4- الکماه: جمع کام، المستور بالدرع والبیضه.

 

الّذی یخاف الجنّ من بأسی، أنا الّذی به یعبد اللَّه، أنا ترجمان اللَّه، أنا ] خازن (1) ] علم اللَّه أنا قاتل أهل الجمل وصفّین بعد رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم، أنا قسیم الجنّه والنار.

فعندها سکت علیّ علیه السلام فقال النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم للحسین: أسمعت یا أبا عبداللَّه ما قاله أبوک؟ وهو عشر عشیر معشار ما قاله من فضائله، ومن ألف ألف فضیله، وهو فوق ذلک أعلی.

 

فقال الحسین علیه السلام: الحمدللَّه الّذی فضّلنا علی کثیر من عباده المؤمنین وعلی جمیع المخلوقین، وخصّ جدّنا بالتنزیل والتأویل والصدق، ومناجاه الأمین جبرائیل، وجعلنا خیار من اصطفاه الجلیل ورفعنا علی الخلق أجمعین. ثمّ قال الحسین علیه السلام: أمّا ما ذکرت یا أمیرالمؤمنین فأنت فیه صادق أمین.

فقال النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم: اُذکر أنت یا ولدی فضائلک، فقال الحسین علیه السلام: یا أبت أنا الحسین بن علیّ بن أبی طالب، واُمّی فاطمه الزهراء، سیّده نساء العالمین، وجدّی محمّد المصطفی صلی الله علیه وآله وسلم سیّد بنی آدم أجمعین لا ریب فیه، یا علیّ اُمّی أفضل من اُمّک عند اللَّه وعند الناس أجمعین، وجدّی خیر من جدّک وأفضل عند اللَّه وعند الناس أجمعین، وأنا فی المهد ناغانی جبرئیل وتلقانی إسرافیل، یا علیّ أنت عند اللَّه أفضل منّی وأنا أفخر منک بالآباء والاُمّهات والأجداد.

قال: ثمّ إنّ الحسین علیه السلام إعتنق أباه وجعل یقبّله، وأقبل علیّ علیه السلام یقبّل ولده الحسین بن علیّ بن أبی طالب علیهما السلام وهو یقول: زادک اللَّه شرفاً وفخراً وعلماً وحلماً ولعن اللَّه تعالی ظالمیک یا أباعبداللَّه، ثمّ رجع الحسین إلی النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم. (2)

 

 ترجمه حدیث :

310 / 5 - شاذان بن جبرئیل قمی رحمه الله در کتاب «فضائل» نقل کرده است که گفته شده : روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودند و امیرالمؤمنین علیه السلام نزد آن حضرت حضور داشتند که ناگاه امام حسین علیه السلام وارد شد ، پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم او را گرفت ، و در دامان خود نشانید ، پیشانی و لبهای مبارک او را بوسید ، و در آن زمان شش سال بیشتر از سنّ مبارک او نگذشته بود .

امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد : ای رسول خدا ! آیا فرزندم حسین علیه السلام را دوست دارید ؟

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : وکیف لا اُحبّه وهو عضو من أعضائی .

چگونه او را دوست نداشته باشم در حالیکه پاره تن من است .

حضرت علی علیه السلام عرض کرد : مرا بیشتر دوست دارید یا حسین را ؟ قبل از آنکه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جواب دهد امام حسین علیه السلام عرض کرد :

یا أبه؛ من کان أعلی شرفاً کان أحبّ إلی النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم وأقرب إلیه منزله.

کسی که از جهت نسب برتر و از حیث شرف بالاتر است نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم محبوبتر و از نظر مقام و درجه به او نزدیکتر است .

حضرت علی علیه السلام به فرزندش فرمود :

آیا با من مفاخره می کنی ؟ یعنی حاضری هر کدام افتخارات خود را بازگو کنیم ؟

عرض کرد : بلی ! اگر مایل باشید .

علی علیه السلام به او فرمود : ای حسین ! من فرمانروای مؤمنان ، زبان راستگویان ، معاون و مددکار مصطفی ، خزانه دار علم خداوند ، و برگزیده او از میان آفریدگان هستم .

من پیشینیان را به طرف بهشت رهبری می کنم ، من پرداخت کننده وام و بدهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم هستم .

عموی من حمزه سیّدالشهداء است که بهشت برین جایگاه او است ، بردارم جعفر طیّار است که با فرشتگان در بهشت پرواز می کند .

من از طرف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم منصب قضاوت دارم ، من پرچمدار او هستم ، من از طرف خداوند مأموریّت یافتم آیات سوره برائت را برای اهل مکّه قرائت کنم ، من کسی هستم که خداوند تبارک و تعالی او را از میان آفریدگانش برگزیده است .

من ریسمان محکم الهی هستم که خداوند بندگانش را در قرآنش دستور داده به آن چنگ بزنند ، و فرموده : «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْل اللَّهِ جَمیعاً»(1) «همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید» .

من ستاره درخشان خداوندم ، من کسی هستم که فرشتگان آسمانی او را زیارت می کنند ، من زبان گویای پروردگارم و حجّت او بر بندگانش می باشم ، من دست توانای خداوندم ، من وجه باری تعالی در آسمانها و جنب آشکار خداوندم.

من کسی هستم که خداوند درباره من و در حقّ من فرموده است :

«بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون / لایَسْبِقُونَه بِالْقَوْل وَهُمْ بأمْرِه یَعْمَلُون»(2) «بلکه بندگان مقرّب خداوند هستند که هرگز او را به گفتار پیشی نمی گیرند ، و به فرمان او عمل می کند» .

من دستاویز مطمئن از طرف خداوندم که شکستی برایش نیست وگسسته نمی گردد ، و خداوند شنوا و دانا است .

أنا باب اللَّه الّذی یؤتی منه، أنا علم اللَّه علی الصراط، أنا بیت اللَّه الّذی من دخله کان آمناً، فمن تمسّک بولایتی ومحبّتی آمن من النار.

من درِ رحمت الهی هستم که باید از آن وارد شوند ، من نشان خداوندی بر روی صراط هستم ، من آن خانه خدایم که هر که در آن وارد شود در امان است، پس هر کس به ولایت و محبّت من درآویزداز آتش دوزخ ایمن است.

من قاتل پیمان شکنان اهل جمل ، و ستمگران اهل صفّین ، و خارج شدگان از دین یعنی خوارجم ، و من کشنده کافرانم، من پدر یتیمان ، و پناه بیوه زنان هستم .

من آن کسی هستم که فردای قیامت از ولایتم سئوال می شود ، و در آیه شریفه «لتُسْئَلُنَّ یَوْمَئذ عَن النَعیم»(1) «هر آینه از نعمتها در آن روز سئوال می شوید» ، من آن نعمت خداوند تبارک و تعالی هستم که بر بندگانش ارزانی داشته است .

من کسی هستم که پروردگار عالم درباره من و در شأن من فرموده است :

«الیَوْم أکْمَلْتُ لَکُم دینَکُم وَأتْمَمْت عَلَیْکُم نِعْمَتی وَرضیتُ لَکُم الإسْلام دیناً»(2) «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را بر شما تمام نمودم ، و خشنود گشتم که اسلام دین شما باشد» .

فمن أحبّنی کان مسلماً مؤمناً کامل الدین .

پس کسی که مرا دوست داشته باشد مسلمان واقعی است و مؤمنی است که دین او کامل است .

من کسی هستم که به سبب من هدایت شدید ، و درباره من و دشمن من خداوند تبارک و تعالی فرموده است : «وَقِفُوهُم إنَّهُمْ مَسْئُولُون»(3) «ایشان را نگهدارید تا از آنها پرسش شود» ، یعنی از ولایت من در فردای

قیامت از آنها سئوال می کنند ، من آن خبر بزرگ هستم .

من کسی هستم که خداوند تبارک و تعالی دین خود را به سبب من در غدیرخم و در معرکه خیبر کامل کرد .

من کسی هستم که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم درباره ام فرمود :

«من کنت مولاه فعلیّ مولاه»؛ «هر که من مولای او هستم علی مولای او است» .

من روح نماز مؤمن هستم و مقصود از «حیّ علی الصلاه» «بشتابید به سوی نماز» ، و «حیّ علی الفلاح» «به رستگاری روی آورید» ، و «حیّ علی خیرالعمل» «برای بهترین عمل شتاب کنید» می باشم .

من کسی هستم که بر دشمنانم این آیه نازل گشته است :

«سَألَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع × لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَه دافِع»(1) .

«سائلی از عذاب دردناک که برای کافران وقوعش حتمی است و منع کننده ای برایش نیست سؤال کرد و درخواست نمود» .

من مردمان را به سوی حوض می خوانم ، و غیر من کسی مؤمنان را به طرف حوض نمی خواند ، من پدر پیشوایان پاک و معصوم هستم ، من میزان عدالت و وسیله سنجش اعمال در قیامتم ، من رئیس و بزرگ اهل دین و پیشوای مؤمنان به طرف خوبیها و آمرزش پروردگارم .

اصحاب و همراهان من فردای قیامت دوستان من هستند که از دشمنانم دوری کرده و اظهار بیزاری نموده اند ، هنگام مرگ آنها نمی ترسند و غم و اندوهی ندارند ، و در میان قبر هیچگونه عذاب نمی شوند ، آنها در مرتبه شهداء و صدّیقین می باشند که در پیشگاه الهی خوشحال و شادمان بسر می برند .

من کسی هستم که شیعیان من پیمان بسته اند با دشمنان خدا و رسول او

1- سوره معارج ، آیه 1 و 2 . این آیه اشاره به قصّه نعمان بن حارث یهودی (لعنه اللَّه) دارد که وقتی خبر غدیرخم به گوش او رسید نزد رسول خدا آمد و وقتی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به او فرمود : این فرمان الهی بوده است، از خدا درخواست کرد که اگر آن حضرت راست می گوید عذابی نازل کند ، خداوند هم سنگی را از آسمان نازل کرد و بر سر او کوبید که هلاک شد.

دوستی نکنند و روابط دوستانه نداشته باشند ، گرچه پدران آنها و یا فرزندانشان باشند .

من کسی هستم که شیعیانم بدون اینکه به حساب آنها رسیدگی شود وارد بهشت می شوند .

من کسی هستم که پرونده شیعیانم که نامهای ایشان در آن است نزد من می باشد .

من یاور اهل ایمانم و برای آنها نزد پروردگار جهانیان شفاعت می کنم .

أنا الضارب بالسیفین، أنا الطاعن بالرمحین، أنا قاتل الکافرین یوم بدر وحنین، أنا مردی الکماه یوم اُحد، أنا ضارب ابن عبدود لعنه اللَّه تعالی یوم الأحزاب، أنا قاتل عمرو ومرحب، أنا قاتل فرسان خیبر.

من با دو شمشیر ضربه و با دو نیزه زخم می زنم ، من کافران را در روز بدر و حنین کشتم ، من شجاعانِ غرق سلاح و زره را روز اُحد به هلاکت رساندم ، من عمرو بن عبدود را روز احزاب ، مرحب را در روز خیبر به قتل رساندم .

من کسی هستم که جبرئیل امین درباره او ندا داد :

«لاسیف إلّا ذوالفقار ولا فتی إلّا علیّ».

«شمشیری جز ذوالفقار نیست ، و جوانمردی جز علی نمی باشد».

من در پیروزی و فتح مکّه مدال افتخار داشته ام ، من دو بت لات و عزّی را بر زمین کوبیدم و شوکت آنها را شکستم ، هُبَل اعلی و مناه ثالثه را من ویران کرده ام .

من آن کسی هستم که بر شانه پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بالا رفتم و بتها را فرو ریختم . من کسی هستم که بت یغوث و یعوق و نسر را شکستم ، من کسی هستم که در راه خدا با کافران نبرد کردم .

أنا الّذی تصدّق بالخاتم، أنا الّذی نمت علی فراش النبیّ صلی الله علیه وآله وسلم ووقیته بنفسی من المشرکین .

من کسی هستم که انگشتر خود را به فقیری بخشیدم ، من کسی هستم که در بستر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آرمیدم و خود را به خطر انداختم تا او را از مشرکین حفظ کنم .

من کسی هستم که جنیّان از خشم و غضب من هراسناکند ، من کسی هستم که خدا به سبب من عبادت می شود ، من مترجم وحی الهی و مظهر علم خداوندم ، من کشنده جنگجویان جمل و صفّین بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم هستم ، و من قسمت کننده بهشت و دوزخ می باشم .

در این هنگام علی علیه السلام ساکت شد و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به امام حسین علیه السلام فرمود : ای ابوعبداللَّه ! آیا آنچه را پدرت گفت شنیدی ؟ و آنچه او برشمرد یکدهم از یکدهم از دهها فضائل او بلکه از هزار هزار فضیلتی است که او دارد و بلکه او بالاتر از همه این فضائل است .

امام حسین علیه السلام عرض کرد : الحمدللَّه الّذی فضّلنا علی کثیر من عباده المؤمنین وعلی جمیع المخلوقین، وخصّ جدّنا بالتنزیل والتأویل والصدق، ومناجاه الأمین جبرائیل، وجعلنا خیار من اصطفاه الجلیل ورفعنا علی الخلق أجمعین.

سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که ما را بر بیشتر بندگان مؤمن خود و بر همه جهانیان برتری داد ، جدّ ما را برای نزول قرآن و علوم قرآن یعنی تفسیر و تأویل آن ، و راستی و صداقت ، و محلّ راز امین وحی اختصاص داد ، و ما را بهترین برگزیدگانش قرار داد ، و بر تمامی خلق خود رفعت و برتری بخشید .

سپس امام حسین علیه السلام عرض کرد : امّا شما ای امیر مؤمنان نسبت به آنچه فرمودی راستگو و امین هستی .

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : اکنون تو ای فرزندم فضائل خود را یادآوری کن .

امام حسین علیه السلام عرض کرد : ای پدرجان ! من حسین فرزند علیّ بن ابی طالبم ، مادرم فاطمه زهرا سرور تمامی زنان عالم ، و جدّم محمّد مصطفی آقا و سرور همه فرزندان آدم است .

ای علی ! مادر من مقامی برتر از مادر شما نزد خدا و همه مردمان دارد ،

جدّ من بهتر و والاتر از جدّ شما نزد خدا و همه مردم است .

وأنا فی المهد ناغانی جبرئیل وتلقانی إسرافیل.

من در گهواره بودم که جبرئیل با سخنان خوش آیند خود مرا نوازش می داد ، و اسرافیل به دیدار من می آمد .

یا علیّ ؛ أنت عند اللَّه أفضل منّی وأنا أفخر منک بالآباء والاُمّهات والأجداد.

ای علی ! تو نزد خدا برتر از من و والاتر هستی ، و من به حسب و نسب و به داشتن پدران و مادران و اجدادی که دارم بر تو افتخار می کنم .

و بعد از این گفتگو امام حسین علیه السلام برخاست و دست به گردن پدرش انداخت و او را بوسید ، علی علیه السلام هم فرزندش حسین بن علی علیهما السلام را دربرگرفت و بوسید و به او فرمود :

زادک اللَّه شرفاً وفخراً وعلماً وحلماً ، ولعن اللَّه تعالی ظالمیک یا أباعبداللَّه .

خداوند فخر و شرف و دانش و بردباری تو را زیادتر گرداند و آنهائی را که به تو ای ابوعبداللَّه ستم کنند لعنت کند .

و بعد از آن امام حسین علیه السلام به سوی پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم برگشت .(1)

1- الفضائل ابن شاذان : 83 ، حلیه الأبرار : 123/2 ح 6 ، معالی السبطین : 58 .

 

و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan