📓 مجمــموعه فرهنگــی الصادقـــین 📕

📓 اطــلـاع رسانـــی و دریـافــت کتب مجمــموعه 📕

۸ مطلب با موضوع «آیـات ال» ثبت شده است

زیــبایی در اسلـام

زیبایی در اسلام

انسان فطرتاً زیبا طلب است: این جزء فطرت انسان است و شیطان هم از همین فطرت استفاده می‌کند. «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُم‏» (انفال/48) زیبایی نیاز انسان است.

نکته :

1-     تعادل میان زشتی و زیبایی

در نهج‌البلاغه می‌گوید: هرکس زشت‌تر است زشتی را با زیبایی که خدا به او داده مخلوط کند زشتی‌اش برطرف می‌شود. «مَادُّ الْقَامَة» قدش بلند است، به به چه قد بلندی! بعد می‌گوید: «قَصِیرُ الْهِمَّة» (نهج‌البلاغه/ج13/ص18) همتش کوتاه است. «طَلِیقُ اللِّسَانِ» بیان نرم است، «حَدِیدُ الْجَنَان»ِ قلب سنگ است. «قَرَنَ بِسَعَتِهَا عَقَابِیلَ فَاقَتِهَا» (نهج‌البلاغه/ج7/ص21) یعنی کنار گشایش‌ها، تنگناها!

2-     زیبا باید حفظ زیبایی کند

دخترهایی که شکل و رو دارند، قرآن می‌گوید که: «اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» (واقعه/23) لؤلؤ، مکنون و پوشیده است حراج نیست. زیبا هستی «مکنون». می‌گوید: «کَأَنَّهُنَّ الْیاقُوتُ وَ الْمَرْجانُ» (الرحمن/58) این زن‌های بهشتی مثل یاقوت و مرجان هستند ولی «لَمْ یَطْمِثهْنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ» (الرحمن/56) اما هیچ‌کس دست به آنها دراز نکرده است. خوشگلی معنایش حراجی نیست. بعضی از این دخترها تا فکر می‌کنند خوشگل هستند خودشان را حراج می‌گذارند. مفت مرا ببینید. بابا قرآن گفته: نگذار تو را ببینند. هرکس می‌خواهد تو را ببیند باید خرجت را بدهد. خانه ، زندگی و...  ! حیف هستی ! اگر لؤلؤ هستی،«اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» اگر یاقوت و مرجان هستی «لَمْ یَطْمِثهْنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ».

3-     زیبایی‌ها مانع آن زیبایی‌های معنوی نشود

قرآن می‌گوید: زیبایی‌های دنیا «أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهاوَ ازَّیَّنَت‏» (یونس/24) زمین زیبا می‌شود. اما یک مرتبه «أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصیداً» (یونس/24) گل و بلبل هست، پاییز می‌آید و همه زرد می‌شود. یا می‌فرماید: «فَتَراهُ مُصْفَرًّا» (حدید/20) سبز است زرد می‌شود. زیبایی‌های دنیا می‌پرد. زیبایی‌های آخرت می‌ماند.

شاه عباس دو تا زیبایی داشت: یکی تاجش و ... اینها زیبایی‌های شاه‌عباس بوده همه پرید. یک زیبایی ماندنی داشت، کاروانسرای شاه عباسی، در جاده کربلا کاروانسرایش ماند و طلا و خودش رفت. باید مواظب باشیم این زیبایی‌ها مانع آن زیبایی‌های معنوی نشود.

4-     خدا به چه چیزهایی زینت گفته است؟

 به ایمان زینت گفته است. «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِکُم‏» (حجرات/7) ایمان زینت انسان است.


 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۰۶ دی ۹۴ ، ۱۳:۳۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

اکــراه در عقائـد نداریــــم !!

درسی برای زندگی : اکــراه در عقائـد نداریــــم !!

« لَا إِکْرَاهَ فِى الْدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الْرُشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالْطَّغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏ لَاانْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیْعٌ عَلِیمٌ » بقره /256

 

ترجمه

 در (پذیرش) دین، اکراهى نیست. همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر که به طاغوت کافر شود و به خداوند ایمان آورد، قطعاً به دستگیره محکمى دست یافته، که گسستنى براى آن نیست. وخداوند شنواى دانا است.  

تفسیر

ایمان قلبى با اجبار حاصل نمى‏شود، بلکه با برهان ، اخلاق و موعظه مى‏توان در دلها نفوذ کرد، ولى این به آن معنا نیست که " هر کس در عمل بتواند هر منکرى را انجام دهد و بگوید من آزادم و کسى حقّ ندارد مرا از راهى که انتخاب کرده‏ام بازدارد . " قوانین جزایى اسلام همچون تعزیرات، حدود، دیات و قصاص و واجباتى همچون نهى از منکر و جهاد، نشانه آن است که حتّى اگر کسى قلباً اعتقادى ندارد، ولى حقّ ندارد براى جامعه یک فرد موذى باشد.

اسلامى که به کفّار مى‏گوید: «هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین (بقره/111 ) « اگر در ادّعاى خود صادقید، برهان و دلیل ارائه کنید.» چگونه ممکن است مردم را در پذیرش اسلام، اجبار نماید؟

جهاد در اسلام یا براى مبارزه با طاغوت‏ها و شکستن نظام‏هاى جبّارى است که اجازه تفکّر را به ملّت‏ها نمى‏دهند و یا براى محو شرک و خرافه‏پرستى است که در حقیقت یک بیمارى است و سکوت در برابر آن، ظلم به انسانیّت است.
مطابق روایات، یکى از مصادیق تمسک به «عروة الوثقى» و ریسمان محکم الهى، اتصال با اولیاى خدا و اهل‏بیت علیهم السلام است.  رسول اکرم صلى الله علیه وآله به حضرت على علیه السلام فرمودند: «انت العروة الوثقى» (تفسیر برهان، ج‏1، ص‏141(

 پیام

1-                دینى که برهان و منطق دارد، نیازى به اکراه و اجبار ندارد. « لااکراه فى الدین »

2-               تأثیر زور در اعمال و حرکات است، نه در افکار و عقاید. «لااکراه فى الدین»

3-               راه حقّ از باطل جدا شده، تا حجّت بر مردم تمام باشد. روشن شدن راه حقّ، با عقل، وحى ومعجزات است. « قد تبیّن الرشد من الغى» اسلام دین رشد است.

4-               دین، مایه‏ى رشد انسانیّت است. « قد تبیّن الرشد من الغى »

5-               اسلام با استکبار سازش ندارد. «یکفر بالطاغوت »

6-                تا طاغوت‏ها محو نشوند، توحید جلوه نمى‏کند. اوّل کفر به طاغوت، بعد ایمان به خدا. « فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن باللّه »

7-                کفر به طاغوت و ایمان به خدا باید دائمى باشد. «یکفر، یؤمن» فعل مضارع نشانه‏ى تداوم است.

8-               محکم بودن ریسمان الهى کافى نیست، محکم گرفتن هم شرط است. « فقد استمسک بالعروة ... »

9-               تکیه به طاغوت‏ها و هر آنچه غیر خدایى است، گسستنى و از بین رفتنى است. تنها رشته‏اى که گسسته نمى‏گردد، ایمان به خداست. «لا انفصام لها »

10-          ایمان به خدا و رابطه با اولیاى خدا ابدى است. «لاانفصام لها» ولى طاغوت‏ها در قیامت از پیروان خود تبّرى خواهند جست.

11-           ایمان به خدا و کفر به طاغوت باید واقعى باشد، نه منافقانه. زیرا خداوند مى‏داند ومى‏شنود. «واللّه سمیع علیم»

 

و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۴:۱۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

مرد و خـــانواده/نکاتــ تبلیــغ/حقوق انســانی

درسی برای زندگی : مرد و خانواده

« فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّی آتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ» قصص/29


ترجمه : پس چون موسى، مدّت (قرارداد خود با شعیب) را به پایان رساند و با خانواده‏اش رهسپار گردید، از سوى (کوه) طور آتشى را دید. به خانواده‏اش گفت: (همین جا) بمانید، همانا من آتشى دیده‏ام، (مى‏روم تا) شاید از آن خبرى بیابم یا مقدارى آتش برایتان بیاورم تا (با آن) گرم شوید.

1- وفای به عهد از حقوق انسانی

موسی علیه السلام مدتی که باید کار بکند ، کار کرد و کم کاری هم نکرد. درس میگیریم که به کسی قول دادیم، باید عمل کنیم.

خداوند در باره حضرت ابراهیم علیه السلام میفرماید: « وَإِبْرَ‌اهِیمَ الَّذِی وَفَّى » (نجم/7) وفادار بود. بعضی چیزها از حقوق اسلامی است. چون مسلمان هستیم باید انجام بدهیم بعضی از حقوق ها حتی اگر طرف ما مسلمان هم نیست باید انجام بدهیم مثل احترام والدین. احترام والدین « برّا او کان فاجرا » پدر و مادر مسلمان یا کافر ، خوب یا بد ، وفای به عهد لازم است.

خاطره:حاج حسن آقا نوه امام خمینی(ره) گفت: نوجوان و سال اول تکلیفم و هوا گرم بود. ماه رمضان و وقت افطار، خواستم اول وقت پشت سر امام نماز بخوانم. امام فرمود: سال اول تکلیف تو است، برو افطار کن. من می نشینم، رفتم افطار کنم، مشغول گفتگو شدم و فراموش کردم که ایشان منتظر من است، آمدم، گفتم: هنوز شما منتظر من هستی؟ گفت: بله! من منتظر شما هستم. چون قول دادم که منتظر میمانم. 

حتی اگر به بچه قول دادیم، نگو: بچه است و متوجه نیست. باید وفا کنیم.

2- حضرت موسی و خانواده

معلوم می شود که مرد مسئول خانواده است. حتی اگر پیامبری مثل حضرت موسی علیه السلام که باسختی ، مشکلات همسرش را حل میکند روایت داریم کار کردن مرد « امام جعفر صادق علیه السلام : الْکَادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه » مثل جهاد در راه خدا است. کافی (ط-الاسلامیه) ج 5 ، ص 88 ، ح 1

3- مرد حکومت ، نه تحکّم

مرد باید خادم خانواده اش باشد . زن را به مکانهای نا امن نبرید . حضرت موسی علیه السلام به خانواده اش فرمود: اینجا بمانید تا من بروم آتش بیاورم. افرادی فکر می کنند که چون مرد هستند ، حق تَحَکُّم (زورگویی) دارند اشتباه نشود ، مرد در خانه حق حکومت دارد  حکومت تدبیر و مدیریت عاقلانه است.

* از داستان حضرت موسی ع معلوم میشود که زن و فرزند نباید مانع حرکت و هجرت مرد باشند . اگر مانع باشند ما در زمان جنگ و الآن هم برای امنیت کشور ما نیرو نداشتیم.

نیت حضرت موسی علیه السلام در وسط بیابان این بود که برای خانواده آتش فراهم کند، ولی؛

« فَلَمَّا أَتاها نُودِیَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ یا مُوسى‏ إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ « قصص/30»

ترجمه:پس همین که (موسى) به نزد آن (آتش) آمد، (ناگهان) از جانب راست آن درّه، در آن منطقه مبارک و خجسته از (میان) یک درخت، ندا داده شد که اى موسى! همانا من، اللّه، پروردگار جهانیان هستم‏.

یک مرتبه به او وحی شد. آری!  کارهای خدا اینچنین است. او به یک قصدی می رود، خدا کار دیگری می کند« فَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِینَ » (صافات/98) گاهی همه تصمیم می گیرند یک نفر را نابود کنند، خدا همه طرح ها را باطل میکند.  آن حضرت از درون درخت یک صدایی شنید که ؛ «یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّـهُ» من خدا هستم.

4- راه های ارتباط خداوند با پیامبران

ارتباط خداوند با بشر از سه راه است؛

الف: به قلب انسان القاء می­فرماید.

 ب: فرشته می فرستد.

ج: ایجاد صدا می کند. هر سه مورد هم در یک آیه آمده است؛ «وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُإِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیم»ٌ (شوری/51)

ترجمه: و هیچ بشرى را نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر از طریق وحى (که بر قلب او نازل مى‏شود) یا از پس پرده و حجاب یا آنکه فرستاده‏اى (به نام فرشته) فرستد، پس به اذن او هر چه بخواهد وحى کند. همانا او والا مرتبه و با حکمت است‏.

5- مخاطب شناسی ، اولین شرط تبلیغ

بعد وحی آمد که نشانه پیامبر شدن تو آن است که عصایت را بیاندازی ؛ در قرآن سه بار می­قرماید: «وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ» (قصص/31) عصایت را بیانداز. عصایش را انداخت؛ «فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ یُعَقِّبْ»: مار کوچک، چالاک و چابک شد.

و جای دیگر: «حَیَّةٌ تَسْعَى» (طه/20) مار معمولی شد و بار سوم در کاخ فرعون عصایی که انداخت اژدها شد.

این بخاطر حالات مختلف مخاطبین است. کسانی که مسئول تعلیم و تربیت هستند ، استاد دانشگاه، روحانی، طلبه، پدر و مادر، باید متوجه شوند که حال طرف چطور است. افرادی اشتباهی کرده و زود خودشان را باخته و مایوس میشوند باید برای اینها از توبه و از عفو خدا گفت. و امید داد که خدا می بخشد. راه خدا بن بست ندارد. راه توبه برای همه باز است. یکی هم جسور و لجوج و بی خیال و عیاش است. باید برای این از آیات جهنم گفت. شرایط فرق می کند.

 *گاهی ممکن است در خانه برای اینکه فرزند ما یک لیوان میشکند او را تنبیه می­کنیم و در وقت دیگر مقابل مهمان دیس غذا و برنج را انداخته و میشکند، می­گوییم: خوب عیبی ندارد، شکستنی برای شکستن است. پس شرایط فرق می کند. اگر با بچه حرم می رویم زیارت و یا به نماز و جماعت، کوتاه و مختصر، بخوانیم.


و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین
۲۷ آبان ۹۴ ، ۱۶:۲۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

خــوردن از پاکــی ها

درسی برای زندگی : خوردن از پاکی ها

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» بقره/172


ترجمه : اى کسانى که ایمان آورده‏اید از نعمتهاى پاکیزه‏اى که روزى شما کرده‏ایم بخورید و اگر تنها او را مى‏پرستید خدا را شکر کنید .

نکات آیه

-        خودسازى و زهد و تقوى ، منافاتى با بهره ‏گیرى از طیّبات ندارد. «یا ایّها الّذین آمنوا کلوا من طیبات» .

-        در مکتب اسلام ، مادّیات مقدّمه‏ ى معنویات است. «کلوا، واشکروا، تعبدون» .

-        اسلام در تغذیه ، به بهداشت توجّه دارد. «طیّبات ما رزقناکم».

شکر : نشانه‏ ى خداپرستى و توحید ناب است. اگر انسان رزق را نتیجه فکر اقتصادى، تلاش، مدیریّت، سرمایه و اعتبارات خود بداند ، براى خداوند سهمى قایل نخواهد بود تا او را شکر کند. «واشکروا للّه ان کنتم ایّاه تعبدون» .

-        شکر: نمونه روشن عبادت است. «واشکروا للّه... تعبدون» .

-        شکر خداوند: واجب است. «کلوا... واشکروا لِلّه».

-        خداپرست: آنچه را خدا حلال شمرده، از پیش خود حرام نمى‏کند. «کلوا... ان کنتم ایّاه تعبدون» .

 

و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۶:۲۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

شکــر و ازدیــاد نعمــت

درسی برای زندگی : شکر و ازدیاد نعمت

« وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ » ابراهیم/7

 

ترجمه: «و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسى نمایید قطعا عذاب من سخت‏خواهد بود.»

نکات آیه

-        سنّت خداوند بر آن است که شکر را وسیله ‏ى ازدیاد نعمت قرار داده و این سنّت را قاطعانه اعلام کرده است. «تأذن ربّکم»

" شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند."

-        خدا براى تربیت ما، شکر را لازم کرد نه آنکه خود محتاج شکر باشد. «ربّکم» .

-        با شکر نه تنها نعمت ‏هاى خداوند بر ما زیاد میشود، بلکه خود ما نیز رشد پیدا میکنیم، زیاد میشویم و بالا میرویم «لازیدنّکم» .

-        کیفر کفران نعمت تنها گرفتن نعمت نیست ، بلکه حتى گاهى نعمت سلب نمی شود ولى به صورت نقمت و استدراج در می آید تا شخص کم‏ کم سقوط کند «لان کفرتم انّ عذابى لشدید» .


و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

حــق پوشــی

درسی برای زندگی : حق پوشی

« إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » بقره/159

 

ترجمه : «کسانى که نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را که فرو فرستاده‏ایم بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب توضیح داده‏ایم نهفته مى‏دارند آنان را خدا لعنت مى‏کند و لعنت‏کنندگان لعنتشان مى‏کنند.»

نکات آیه

- ظلم فرهنگى، بدترین ظلم‏هاست که لعنت خالق و مخلوق را به دنبال دارد «یکتمون... یلعنهم اللّه و یلعنهم اللاعنون».

- کتمان حقّ ممنوع است، چه کتمان معجزات و دلائل حقّانیّت باشد؛ «البیّنات» و چه کتمان رهنمودها و ارشادات «الهُدى».

- کتمان حقّ بزرگترین گناهان است. چون مانع هدایت مردم و باقى ماندن نسل‏ها در گمراهى است «یلعنهم اللَّه».

- کتمان حقّ ظلم به دین خدا و حقّ مردم نسبت به هدایت یافتن است. لذا کتمان کنندگان حقّ را، خدا و مردم لعنت میکنند «یلعنهم اللَّه ویلعنهم اللاعنون».

- نفرین و لعنت مردم، مؤثر است و باید از اهرم نفرت مردم براى نهى از منکر استفاده نمود «یلعنهم اللاعنون».


و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۶:۰۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

کـــارهـا بـرای خــدا

درسی برای زندگی : کارها برای خدا

« لَّیْسَ عَلَیْکَ هُدَاهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلأنفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ » بقره/272


ترجمه: « هدایت آنان بر عهده تو نیست‏، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت مى‏کند، و هر مالى که انفاق کنید، به سود خود شماست‏، و(لى‏) جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مکنید، و هر مالى را که انفاق کنید (پاداش آن‏) به طور کامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت‏.»

نکات آیه

-          از ایجاد فشار اقتصادى و ترک انفاق، براى ایمان آوردن کفّار استفاده نکنید. «لیس علیک هداهم... وما تنفقوا من خیر فلانفسکم» هدایت، توفیق الهى است که تنها شامل دلهاى آماده میشود «یهدى من یشاء» .

-               رسیدگى به محرومان، یک وظیفه انسانى است. پس بر غیر مسلمانان نیز انفاق کنید. «وما تنفقوا من خیر فلانفسکم» اسلام: مکتب انسان دوستى است و فقر و محرومیّت را حتّى براى غیر مسلمانان نیز نمی پسندد. «وما تنفقوا من خیر فلانفسکم»

-              فایده‏ ى انفاق به خودتان باز میگردد و روح سخاوت را در شما زنده میکند . با انفاق از پیدایش اختلافات طبقاتى و انفجارهاى اجتماعى جلوگیرى شده و در جامعه ایجاد محبّت میگردد.

- انفاق مایه محرومیّت شما نیست، بلکه سبب مصونیّت شماست. «فلانفسکم» .

- جز براى خداوند انفاق نکنید ،  زیرا تمام فوائد و آثار این جهانى، دیر یا زود از میان میرود ، ولى اگر انفاق براى خدا باشد، تا ابد از برکات آن بهره‏مند خواهید بود. «الا ابتغاء وجه اللّه» .

- در انفاق دست و دل باز باشید ، زیرا آنچه انفاق میکنید بدون کم و کاست بازخواهید گرفت. «یوفّ الیکم» .

- بهره‏ گیرى در قیامت ، زمانى است که هدف از انفاق تنها رضاى خدا باشد. «الاّ ابتغاء وجه اللّه... یوفّ الیکم».


و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۵:۴۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "

رهــایی از ســـوء ظـــن

درسی برای زندگی: رهایی از سوء ظن

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ » حجرات/12


ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏اش را بخورد از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبه‏پذیر مهربان است

نکات آیه

ایمان ، تعهّدآور است و باید از یک‏سرى افکار و اعمال دورى نماید. «یا ایّها الّذین آمنوا اجتنبوا...» (ایمان، با سوءظن و تجسّس و غیبت سازگار نیست.)

- براى دورى از گناهان حتمى، باید از گناهان احتمالى اجتناب کنیم. (بنابراین از آنجایى که برخى گمان‏ها گناه است ، باید از بسیارى گمان‏ها، دورى کنیم.) « اجتنبوا کثیراً... انّ بعض الظن اثم » در جامعه ‏ى ایمانى، اصل بر اعتماد، کرامت و برائت انسان‏ها است.

- «انّ بعض الظن اثم» براى جلوگیرى از غیبت باید زمینه ‏هاى غیبت را مسدود کرد. (راه ورود به غیبت: 1- اوّل سوء ظن 2- سپس پیگیرى 3- تجسّس است، لذا قرآن به همان ترتیب نهى کرده است.) «اجتنبوا کثیراً من الظن... لاتجسسوا ولا یغتب».

- گناه: گرچه در ظاهر شیرین و دلنشین است، ولى در دید باطنى و ملکوتى، خباثت و تنفّرآور است. «یأکل لحم اخیه میتاً» (باطن غیبت، خوردن گوشت مرده است و درباره هیچ گناهى این نوع تعبیر بکار نرفته است.)

- غیبت و بدگویى از دیگران حرام است، از هر سنّ و نژاد و مقامى که باشد.«لایغتب...» («احدکم» شامل کوچک و بزرگ، مشهور و گمنام، عالم و جاهل، زن و مرد و... میشود.)

* همان گونه که مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصى که مورد غیبت قرار گرفته نیز چنین است، چون حاضر نیست، قدرت دفاع ندارد. «میتاً» .

- غیبت کردن، نوعى درّندگى است. «یأکل لحم اخیه میتاً»

- غیبت، با تقوا سازگارى ندارد. «لایغتب... واتّقوا اللَّه»

- در اسلام بن‏بست وجود ندارد، با توبه میتوان گناه گذشته را جبران کرد. «لایغتب... ان اللَّه توّاب رحیم»

- توبه پذیرى خداوند، جلوه‏اى از رحمت اوست. «توّاب رحیم»


و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
" مجـــتبـی "